<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علمی مطالعات حقوق بشر اسلامی</title>
    <link>https://www.pfbaj.ir/</link>
    <description>فصلنامه علمی مطالعات حقوق بشر اسلامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 21 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 21 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>حق بر غذا به‌مثابه حق بنیادین بشری یا سلاح جنگی (بررسی موردی قحطی برنامه‌ریزی‌شده در غزه)</title>
      <link>https://www.pfbaj.ir/article_244899.html</link>
      <description>امروزه از منظر حقوقی، اگرچه غذا به‌مثابه حقی بشری مورد اذعان اسناد حقوق بین‌الملل و قوانین داخلی بسیاری از جوامع قرار گرفته است، اما در برخی مناطق جهان به‌عنوان یک ابزار جنگی به‌کار گرفته می‌شود. سلاحی که گرچه تاریخ، فهرست تاریکی از نمونه‌هایش را از اوکراینِ استالین تا بیافرا به یاد دارد، اما روش‌شناسی، مقیاس و هدفمندی بحران امروز غزه، تنها &amp;amp;laquo;طرح گرسنگی&amp;amp;raquo; نازی‌ها را تداعی می‌کند. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به قوانین بین‌المللی به بررسی مسئولیت رژیم صهیونیستی به‌دلیل استفاده از گرسنگی به‌عنوان سلاح جنگی می‌پردازد. لذا این پرسش مطرح است که رویکرد ابزاری به غذا به‌مثابه سلاح جنگی در غزه چه آثار و نتایج حقوقی دارد؟ تحقیق براین فرضیه استوار است که گرسنگی دادن به جمعیت غیرنظامی غزه مطابق حقوق بین‌الملل عرفی و قراردادی ممنوع بوده و علاوه بر ایجاد مسئولیت کیفری برای رژیم اشغالگر، تعهداتی را نیز بر سایر دولت‌ها تحمیل می‌کند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد با وجود قوانین بین‌المللی صریح مبنی بر ممنوعیت استفاده از گرسنگی به‌عنوان سلاح، چنین رفتاری در پرتوی سکوت مجامع بین‌المللی همچنان در منازعات مدرن باقی مانده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که قحطی برنامه‌ریزی‌شده در غزه مصداق بارز جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی بوده و از آن‌جایی که منع نسل-کشی از تعهدات همگانی (عام‌الشمول) می‌باشد لذا همه دولت‌ها حق دارند بابت نقض تعهدات همگانی به مسئولیت رژیم اسرائیل استناد کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعامل و دوسویگی رابطه حقوق بشر و دولت: کاربست نظریه ساخت‌یابی آنتونی گیدنر با نگاهی به حقوق بشر اسلامی</title>
      <link>https://www.pfbaj.ir/article_244619.html</link>
      <description>آنتونی گیدنز بر مباحث فرانظری اندیشمندان حوزه روابط بین‌الملل تأثیر بسزایی داشته است. از مهم‌ترین این حوزه‌ها، هستی‌شناسی و این پرسش که در رابطه کارگزار- ساختار، تقدم با کدام است، می‌باشد. وی بر رابطه متقابل این دو تأکید کرده و تقدم یکی بر دیگری را نمی‌پذیرد. رابطه حقوق بشر و دولت و تأثیر و تأثر این دو بر یکدیگر، پرسش اصلی این مقاله است که در پاسخ، تعامل(یا دوسویگی) این دو در چارچوب نظریه ساخت‌یابی مطرح می‌شود. در همین راستا و با بهره‌گیری از روش توصیفی- تحلیلی و با بهره از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی، در پی تبیین نظری رابطه حقوق بشر و حاکمیت دولت با کاربست نظریه ساخت‌یابی گیدنز و در نهایت، با مفهوم &amp;amp;laquo;امنیت وجودی یا هستی‌شناختی&amp;amp;raquo; هستیم. فرضیه اصلی عبارت است از &amp;amp;laquo;هنجارهای حقوق بشری در فرایند درونی‌شدن و تبدیل‌شدن به ساختار برای دولت‌ها، اضطراب‌هایی را برای این کارگزاران به وجود می‌آورند که ناشی از تغییر و تحول دایره حاکمیتی دولت‌ها با پذیرش حقوق بشر است اما با تغییر و تحول معنایی حاکمیت و گستره آن، این اضطراب‌ها از بین رفته و رعایت حقوق بشر، تضمین کننده مشروعیت حکومت و حاکمیت خواهد شد&amp;amp;raquo;. منطق تحلیل در این پژوهش، تحلیل مفهومی&amp;amp;ndash;نظری است که در آن دولت به‌مثابه کارگزار و نظام حقوق بشر به‌منزله‌ ساختار در نظر گرفته می‌شود. متغیرهای اصلی عبارت‌اند از: ساختار (هنجارهای حقوق بشر)، کارگزار (دولت‌ها) و امنیت هستی‌شناختی (به‌عنوان متغیر میانجی). تلاش می شود ضمن تبیین تعامل این عناصر، پیوند میان نظریه‌ گیدنز و مبانی اسلامی حقوق بشر روشن گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارتباط بین دین داری و آگاهی از حقوق شهروندی در میان دانشجویان دانشگاه پیام نور بندرعباس</title>
      <link>https://www.pfbaj.ir/article_244620.html</link>
      <description>زمینه و هدف: علی‌رغم اهمیت روزافزون حقوق شهروندی در جوامع معاصر، نقش دین‌داری به‌عنوان یک نهاد اجتماعی در شکل‌دهی به آگاهی از این حقوق کمتر مورد بررسی قرار گرفته است؛ بنابراین پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین دین‌داری و آگاهی از حقوق شهروندی در میان دانشجویان دانشگاه پیام نور بندرعباس می پردازد. روش: این تحقیق با روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه انجام گرفت. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور بندرعباس می باشد. حجم نمونه با فرمول کوکران ۳۰۷ نفر تعیین و به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی ساده انتخاب شدند. پس از جمع آوری پرسشنامه ها، داده ها به وسیله نرم افزار آماری spss تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: تحلیل دو متغیره نشان داد ابعاد اعتقادی و عاطفی دین داری با آگاهی از حقوق شهروندی رابطه معنادار دارند، در حالی که ابعاد پیامدی و مناسکی چنین رابطه‌ای نشان ندادند. از میان ابعاد حقوق شهروندی، تنها بعد فرهنگی با دین داری رابطه معنادار داشت. نتیجه‌گیری: دین‌داری می‌تواند بر میزان آگاهی شهروندی دانشجویان تأثیر بگذارد، اما این تأثیر محدود و انتخابی است و بیشتر از طریق ابعاد درونی دین (اعتقاد و احساس) اعمال می‌شود. لذا تقویت جنبه های اعتقادی و عاطفی دینداری می تواند به افزایش شناخت دانشجویان از حقوق شهروندی، به خصوص در حوزه فرهنگی، بینجامد. پژوهش حاضر با پرکردن خلأ مطالعاتی در زمینه تعامل دین و حقوق شهروندی در بین جوانان، لزوم توجه نهادهای آموزشی به ادغام مفاهیم حقوق شهروندی در برنامه های درسی و فعالیتهای مشارکتی را تأکید می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حق وتو در پرتو قاعده آمره: تعارض عملکرد اعضای دائم شورای امنیت با اصول بنیادین حقوق بین‌الملل</title>
      <link>https://www.pfbaj.ir/article_244621.html</link>
      <description>قاعده آمره، به عنوان اصول بنیادین و غیرقابل تخطی حقوق بین‌الملل، در تقابل با اختیارات گسترده شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار گرفته است که ثمره این تقابل، خطور پرسش‌های مهمی درباره حدود صلاحیت شورای امنیت و تعهد شورا به رعایت این قواعد است. شورای امنیت از یک سو، به عنوان مسئول حفظ صلح و امنیت بین‌المللی، از اختیاراتی برخوردار است که گاه ممکن است تصمیم‌ها و رویه‌های اعضای آن با قواعدآمره‌ای مانند ممنوعیت نسل‌کشی در تعارض قرار گیرد و از سویی دیگر، قاعده آمره، از چنان مرتبه‌ای در نظام بین‌الملل برخوردار است که می‌تواند بر عملکرد اعضای شورای امنیت سایه افکند. در این میان، حق وتو، به عنوان ابزاری انحصاری در اختیار پنج عضو دائم شورای امنیت، می‌تواند به عاملی برای تشدید این تعارض تبدیل شود که وجاهت حقوقی آن در موارد استفاده جهت نقض قاعده آمره زیر سؤال رود. مقاله حاضر با روش تحقیق توصیفی تحلیلی مترصد پاسخ به مسئله فوق‌الذکر است تا با اثبات فرضیه خود مبنی بر لزوم تحدید اعمال حق وتو در موارد نقض قاعده آمره، بر ضرورت بهره‌گیری از ظرفیت مجمع عمومی و دیوان بین‌المللی دادگستری در راستای اجرای ماده 96 منشور تاکید ورزد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین جامعه شناختی رابطه توسعه پایدار و حقوق بشر در بستر اندیشه اسلامی</title>
      <link>https://www.pfbaj.ir/article_243583.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با رویکردی میان‌رشته‌ای، در پی بررسی رابطه‌ی میان توسعه‌ی پایدار و حقوق بشر اسلامی از منظر جامعه‌شناختی است. توسعه‌ی پایدار، در گفتمان جهانی، مفهومی چندبُعدی است که بر تحقق عدالت بین‌نسلی، رشد اقتصادی مسئولانه و حفظ محیط زیست استوار است. با این حال، در چارچوب معرفتی اسلام، توسعه معنایی فراتر از صرفاً اقتصادی یا زیست‌محیطی دارد و به عنوان فرآیندی برای شکوفایی انسان در رابطه با خداوند، طبیعت و جامعه تعریف می‌شود.از منظر حقوق بشر اسلامی، بنیان توسعه بر کرامت انسان، عدالت اجتماعی و مسئولیت اخلاقی در برابر خلقت استوار است؛ بدین معنا که سعادت فردی و جمعی تنها زمانی محقق می‌شود که آزادی و عدالت در کنار ایمان، اخلاق و تعاون اجتماعی قرار گیرند. این نگرش با نگاه سکولارِ غربی به توسعه تفاوت اساسی دارد؛ زیرا به جای مرکزیت انسانِ منفعت‌گرا، مفهوم &amp;amp;laquo;انسانِ متعهد و خلیفهٔ الهی&amp;amp;raquo; را در محور توسعه قرار می‌دهد.پژوهش حاضر با تحلیل نظری متون دینی و جامعه‌شناختی، نشان می‌دهد که توسعه‌ی پایدار در جوامع اسلامی بدون نهادینه‌سازی ارزش‌های دینی در سیاست‌های اجتماعی و اقتصادی ممکن نیست. عدالت اقتصادی، مشارکت اجتماعی، حفظ محیط زیست و احترام به حقوق اقلیت‌ها، همگی از مصادیق بروز حقوق بشر اسلامی در عرصه‌ی توسعه‌اند. همچنین، یافته‌های نظری این مطالعه بیانگر آن است که نگرش اسلامی می‌تواند مقدمه‌ای برای بازتعریف مدل جهانی توسعه بهگون‌های انسانی‌تر، اخلاقی‌تر و فراگیرتر باشد. در نتیجه، حقوق بشر اسلامی نه تنها محدود‌کننده‌ی توسعه نیست، بلکه ظرفیت نظری و ارزشی برای دستیابی به توسعه پایدارِ معنا‌محور را در جوامع مسلمان فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی مبانی و قلمرو جهاد دفاعی در فقه اسلامی و دفاع مشروع علیه تروریسم غیردولتی در حقوق بین‌الملل معاصر</title>
      <link>https://www.pfbaj.ir/article_244623.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکرد تحلیلی ـ تطبیقی، به بازخوانی مبانی و قلمرو دفاع مشروع در فقه اسلامی و حقوق بین‌الملل معاصر با تمرکز بر دفاع در برابر بازیگران غیردولتی می‌پردازد. مسئله اصلی مقاله، خلأ نظری موجود در حقوق بین‌الملل نسبت به مشروعیت دفاع در برابر تهدیدات غیردولتی و محدودیت رویکرد دولت‌محور ماده ۵۱ منشور ملل متحد است. در حالی که تحولات پس از ۱۱ سپتامبر و گسترش تروریسم فراملی، ضرورت بازتعریف فاعل مشروع دفاع را آشکار ساخته‌اند، چارچوب حقوقی موجود همچنان با ابهام مفهومی مواجه است.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که فقه اسلامی با تکیه بر مفهوم &amp;amp;laquo;جهاد دفاعی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;وجوب کفایی&amp;amp;raquo;، مدلی مردم‌محور و در عین حال مقید به ضرورت، تناسب و حمایت از غیرنظامیان ارائه می‌دهد که می‌تواند خلأ دولت‌محوری حقوق بین‌الملل را پوشش دهد. نوآوری مقاله در ارائه یک الگوی مفهومی سه‌سطحی برای دفاع مشروع علیه بازیگران غیردولتی است: (۱) شناسایی تجاوز فارغ از ماهیت دولتی یا غیردولتی فاعل، (۲) مشروعیت اقدام دفاعی در صورت ناتوانی یا قصور دولت، با حفظ قیود اخلاقی و حقوقی، و (۳) تفکیک معیارمند میان مقاومت مشروع و تروریسم بر پایه قصد دفاعی، هدف مشروع و رعایت اصول انسانی.این پژوهش نشان می‌دهد که تلفیق مبانی فقه اسلامی با اصول حقوق بشردوستانه بین‌المللی نه‌تنها ممکن است، بلکه می‌تواند به بازتعریف هنجاری مفهوم دفاع مشروع در عصر تهدیدات غیردولتی منجر شود و چارچوبی اخلاقی ـ حقوقی برای مشروعیت‌بخشی به دفاع مردمی در نظام بین‌الملل فراهم آورد..</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
