نسبت حقوق بشر اسلامی با توسعه سیاسی و الگوی حکمرانی عادلانه: واکاوی ظرفیت‌های هنجاری و سازوکارهای نهادی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه معارف اسلامی دانشکده الهیات و ادیان دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

چکیده
مسئله بنیادین این پژوهش، بازخوانی نسبت تئوریک و کارکردی میان حقوق بشر اسلامی، فرایند توسعه سیاسی و الگوی حکمرانی عادلانه است. در پارادایم غالب علوم سیاسی و حقوق عمومی، توسعه‌یافتگی بر مداری از فردگرایی لیبرال، سکولاریزاسیون نهادی و تقلیل حاکمیت به عقلانیت ابزاری مفهوم‌پردازی شده است؛ رویکردی که بر فرضیه امتناعِ جمع میان پایبندی به شریعت و استقرار ساختارهای دموکراتیک و مهارکننده قدرت پای می‌فشارد. در نقطه مقابل، ادبیات درون‌دینی نیز اغلب به تبیین‌های کلامیِ انتزاعی یا دفاعیات انفعالی بسنده کرده و از صورت‌بندی یک الگوی انضمامی نهادی بازمانده است. پژوهش حاضر با اتخاذ روش توصیفی-تحلیلی و با ابتنا بر رویکرد نهادگرایی هنجاری، به دنبال پاسخ به این پرسش است که ظرفیت‌های معرفتی و هنجاری حقوق بشر اسلامی چگونه می‌توانند بسترساز توسعه سیاسی درون‌زا و قوام‌بخش حکمرانی عادلانه باشند؟ یافته‌های پژوهش دلالت بر آن دارد که در حکمت سیاسی اسلام، حقوق بنیادین انسان بر پایه کرامت ذاتی و عاملیت ناشی از نظریه استخلاف عمومی استوار است. این منظومه از طریق تبدیل احکام فقهی به نهادهای اساسیِ تمشیت امور عمومی—شامل شورا به مثابه رکن قانون‌گذاری و تصمیم‌گیری عقلایی، بیعت مشروط به مثابه قرارداد سیاسی پاسخ‌گو، فریضه نظارت همگانی در قامت دیده‌بانی مدنی، اصل نُصح به مثابه آزادی نهادینه‌شده نقد حاکمان، و استقلال قضا به عنوان ضامن حاکمیت قانون—الگویی جامع از حکمرانی مهارشده و عادلانه را ترسیم می‌کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات